باور کردن به اینکه هوش مصنوعی تنها ابزاری برای جنگهای سیاسی یا نظامی نیست، بلکه به یک هدف استراتژیک جهانی تبدیل شده است، امری جدی و چندوجهی است. هوش مصنوعی در حال حاضر علاوه بر کاربردهای نظامی، به عنوان یکی از اصلیترین ابزارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سیاستهای کشورهای امروزی نیز عمل میکند. این پدیده به این معنی است که هوش مصنوعی به عنوان یک محرکه اصلی برای رقابتهای دیجیتالی جهانی، تولید کالا و خدمات، و حتی تأثیرگذاری بر نهضتهای اجتماعی و سیاسی عمل میکند.
تاثیر جنگ ایران و آمریکا بر آینده هوش مصنوعی منطقه خاورمیانه!
با بهرهمندی از ثبات سیاسی و دسترسی به انرژی ارزان، امارات متحده عربی قرار بود مرکز اصلی موج بعدی توسعه هوش مصنوعی باشد. اما تجاوز آمریکا و رژیم صیهونیستی به خاک ایران و دفاع متقابل ایران در برابر این تجاوز، تمامی این معادلات را بر هم زده است.
به گزارش ABC News، در بازه زمانی چهار روزه در ماه مه ۲۰۲۵، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور ایالات متحده، از عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی بازدید کرد و از تعهداتی برای سرمایهگذاری به ارزش بیش از ۲.۸ تریلیون دلار خبر داد.
بخش محوری این طرح، یک مرکز داده هوش مصنوعی ۷۰۰ میلیارد دلاری در ابوظبی بود که با مشارکت Open AI ، NVIDIA ،Oracle و Cisco ساخته میشود.
شرکت OpenAI مدعی شد که این تأسیسات در نهایت میتواند به نیمی از جمعیت جهان خدماترسانی کند. در اکتبر ۲۰۲۵، شرکت AirTrunk استرالیا نیز از قرارداد مجزای ۴.۲ میلیارد دلاری برای ساخت یک مرکز داده در کشور همسایه، عربستان سعودی، خبر داد.
آینده هوش مصنوعی در خلیج فارس درخشان به نظر میرسید، اما همه اینها در بازه زمانی سه حمله پهپادی تغییر کرد.
رویای بر باد رفته
«جسی موریتز»، مدرس ارشد اقتصاد سیاسی در دانشگاه ملی استرالیا، معتقد است که این منطقه دیگر مکانی امن برای ساخت این نوع زیرساختها نیست. او میگوید:
«هیچ کشوری نمیخواهد مراکز داده خود را در یک محیط بیثبات مستقر کند.»
به گفته دکتر موریتز، این حملات بخشی از راهبرد ایران در جنگ نامتقارن بودهاند. ایران حملاتی را به زیرساختهای مرتبط نظامی در سراسر کشورهای خلیج فارس انجام داده است تا هزینه درگیری را برای متجاوزان به خاک خود گزاف کند.
در حال حاضر، قیمت نفت در حال افزایش است، مسیرهای کلیدی کشتیرانی متوقف شدهاند و سفرهای هوایی نیز دچار اختلال شده است.
اکنون، مراکز داده نیز به اهداف استراتژیک تبدیل شدهاند
«پیت هگزت»، وزیر جنگ ایالات متحده، اخیراً شبیه به یک مدیر ارشد حوزه فناوری به نظر میرسد. او گفته که ارتش ایالات متحده به نهادی «هوش مصنوعی محور» تبدیل خواهد شد. او افزود که ارتش آزمایشگری را آزاد و موانع بوروکراتیک را حذف خواهد کرد. ارتشهای ایالات متحده و اسرائیل نیز از هوش مصنوعی برای شناسایی اهداف استفاده میکنند.
شرکتهای بزرگ فناوری از جمله Amazon مدتهاست با ارتش ایالات متحده همکاری میکنند؛ موضوعی که آنها را به اهدافی در درگیری با ایران تبدیل کرده است. سپاه پاسداران در توجیه یکی از حملات هفته گذشته به مراکز داده Amazon، به استفاده نظامی از آنها استناد کرد. روز پنجشنبه، این روند شدت بیشتری یافت.
به گزارش الجزیره، سپاه پاسداران فهرستی از اهداف جدید شامل مراکز داده و دفاتر چندین شرکت فناوری مستقر در ایالات متحده را منتشر کرده است. یک سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا اعلام کرد از آنجا که ایالات متحده به یک شعبه بانک در تهران حمله کرده است، این داراییهای فناوری اکنون اهداف مشروع حملات تلافیجویانه هستند.
قصر شیشهای
اداره یک مرکز داده قابل اعتماد، حتی در شرایط عادی نیز هزینهبر است. این مراکز مقادیر قابل توجهی آب و برق مصرف میکنند، به کارکنان آموزش دیده برای شیفتهای شبانهروزی نیاز دارند و باید در برابر حملات سایبری ایمن شوند. هنگامی که این مراکز در یک منطقه جنگی گرفتار شوند، هزینهها به مراتب بیشتر خواهد شد.
«کریستیان الکساندر»، پژوهشگر ارشد مؤسسه امنیتی و دفاعی Rabdan در ابوظبی، میگوید:
«محافظت از آنها در برابر موشکها، پهپادها، اثرات انفجار، ترکش، آتشسوزی، آسیبهای ناشی از آب و خرابیهای پیدرپی زیرساختهای عمومی، دشواری متفاوتی دارد.»
همانطور که «سام وینتر-لوی»، پژوهشگر بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، به Bloomberg TV گفت، این حملات ممکن است «حق بیمه را افزایش داده و جذب استعدادهای مهندسی را دشوارتر کند.»
همچنین پنهان کردن مراکز داده بسیار دشوار است. آنها سازههایی عظیم هستند که رد گرمایی بزرگی از خود ساطع میکنند و در تصاویر ماهوارهای ظاهر متمایزی دارند. «دکتر الکساندر» برآورد میکند که هزینه مستحکمسازی بزرگترین مراکز داده در برابر این تهدیدات جدید میتواند برای هر واحد به «صدها میلیون دلار» برسد.
توزیع ریسک اقدامی هوشمندانه است و این سیستمها در حال حاضر با در نظر گرفتن اصل افزونگی (Redundancy) ساخته شدهاند. شرکت Amazon در هر یک از کشورهای امارات متحده عربی و بحرین سه مرکز داده دارد که باید قاعدتاً بتوانند از دست رفتن یک واحد در هر دو کشور را بدون مشکل مدیریت کنند.
اما این مقدار برای تداوم ارائه خدمات کافی نبود. دو مرکزی که در امارات متحده عربی مورد اصابت قرار گرفتند، بهطور همزمان از کار افتادند و باعث قطعیهای شدیدی شدند. انواع خدمات در دبی و ابوظبی از جمله اپلیکیشنهای بانکی، تاکسیرانی و تحویل غذا دچار اختلال شدند.
این نوع حمله هماهنگ شده، آسیبپذیری این سیستمها را حتی با وجود افزونگی قابل توجه، آشکار میکند؛ موضوعی که تنها باعث افزایش بیشتر ریسکها و هزینهها میشود.
«زکری کالنبورن»، پژوهشگر دکتری در کینگز کالج لندن، میگوید:
«اگر مراکز داده بهطور فزایندهای در جنگ مورد هدف قرار گیرند، منطقی است که انتظار داشته باشیم شرکتهای فناوری هنگام تصمیمگیری برای ساخت مراکز آینده، این ریسک را بسنجند.»
شریانهای اینترنت میتوانند آسیبپذیر باشند
تهدیدات علیه زیرساختهای دیجیتال در خاورمیانه نیز به مراکز داده ختم نمیشود. بخش دیگری از زیرساختهای دیجیتال وجود دارد که به همان اندازه حیاتی است و میتواند در معرض خطر قرار گیرد. دو آبراه اصلی در خاورمیانه توسط شبکه عظیمی از کابلهای زیردریایی پوشانده شدهاند. اگر این کابلها قطع شوند یا آسیب ببینند، میتواند باعث اختلالات گسترده در اتصال جهانی اینترنت شود.
بیش از ۹۰ درصد از دادههایی که بین اروپا و آسیا جریان دارند، از طریق کابلهای زیر دریای سرخ منتقل میشوند. فناوریهای جایگزین، مانند ماهوارهها، تنها میتوانند بخش کوچکی از دادههایی را که از این شبکه عبور میکنند، مدیریت کنند. این کابلها بهطور متراکم در مکانهایی مانند تنگه بابالمندب، در سواحل جنوب شرقی یمن در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
کارشناسان هشدار میدهند که تعمیر کابلهای زیردریایی در مناطق درگیری، مخاطرهآمیز خواهد بود. نفتکشها نیز در روزهای اخیر توسط پهپادهایی در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفتهاند. کابلهای زیر این آبراه، چندین کشور خلیج فارس را به جهان متصل میکنند. نقاطی که این کابلها به ساحل میرسند نیز اهداف بالقوه هستند، مانند شهر فجیره در امارات متحده عربی.
دکتر الکساندر میگوید:
«زیرساختهای ساحلی مایه نگرانی هستند، زیرا ایستگاههای فرود کابل حتی در برابر خرابکاریهای غیرپیچیده نیز آسیبپذیرند.»
زمانی که سه مورد از کابلهای عبوری از دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ آسیب دیدند، آنها در واقع خسارتهای جانبی ناشی از اصابت گزارش شده یک موشک به یک کشتی باری بودند. این یک مورد از خرابکاری صریح نبود، اما هشدارهایی درباره چنین احتمالی برای سالها وجود داشته است.
اثرات این اتفاق تا بریتانیا، آفریقای جنوبی و چین نیز احساس شد. یک شرکت مخابراتی در هنگکنگ گزارش داد که این حادثه باعث اختلال ۲۵ درصدی در ترافیک اینترنت آن شده است.
چه اهداف مراکز داده باشند، چه کابلهای زیردریایی یا انواع دیگر زیرساختهای دیجیتال، اختلالات در خاورمیانه میتواند به فراتر از منطقه سرایت کند. سال گذشته، «دکتر کالنبورن» با مقامات ارشد در ایالات متحده درباره این خطرات گفتگو کرد. او به این نتیجه رسید که «سیاستهای حفاظت از زیرساختها بسیار متمرکز بر مسائل ملی است» و اغلب شامل زیرساختهای خارجی نمیشود، حتی زمانی که آن زیرساخت برای منافع آن کشور حیاتی باشد.
با این حال، او از زمان انتشار تحقیقاتش، از اینکه میبیند مقامات متوجه شدهاند یک مشکل واقعی و رسیدگینشده وجود دارد، دلگرم شده است.
«زکری کالنبورن» میگوید: «پرسش بیپاسخ این است که گام بعدی چیست؛ چه سیاستها، برنامهها و مقررات خاصی میتوانند به بهترین شکل این خطرات را کاهش دهند؟» او در پایان تصریح میکند: «صادقانه بگویم، نمیدانم!»






